|
تا حالا خودمو این جوری ندیده بودم چم شده بود؟ احساس میکردم داره صدای قلبمو میشنوه دست و پام داشت می لرزید
دلم نمی خواست برم ولی موندنم فایده ای نداشت این روزا دوباره حالم خرابه + نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 18:12 توسط الهام |
خدایا مگه من چه کار کردم که این قدر عذابم میدی سه سال شایدم بیشتر از اون ماجرا میگذره تمام این سالا سعی کردم دیگه راجبش فکر نکنم حالا که من میخوام فراموش کنم چرا تو نمی زاری؟اره قبول دارم من بچگی کردم اشتباه کردم ولی دست خودم نبود شاید اقتضای سنم بود حالا دیگه اون الهام نیستم خیلی چیزارو فهمیدم .فهمیدم خیلی وقتا نباید چیزی که تو دلته به زبون بیاری خیلی وقتا باید با دلت بجنگی نباید از دست ادما زود ناراحت بشی اونام حق انتخاب دارن…… باید بخاطر بچگی که کردم ازش معذرت خواهی می کردم ولی نشد همه چیز یه دفه به هم ریخت توی این مدت فقط یه بار از دور دیدمش دلم می خواست برم جلو ولی روم نشد چرا هر شب خوابشو میبینم چرا همش خاطراتم یادم میاد چه روزای خوبی بود قدرشو ندونستم فکر میکردم اصلا منو یادش نمیاد ولی اشتباه میکردم.خوشحالم که یکی تو زندگیش هست که واقعا دوسش داره تا اونجایی که خبر دارم همه چیز خوبه و همدیگرو دوست دارن .همیشه براش دعا میکنم .دعا میکنم به هر چی میخواد برسه. . یه دفه بد جوری دلم هوای صدای رضا صادقیو کرد مخصوصا این اهنگ… وقتی که نگاهم به نگاهت خیره میشه……….. پس تا بعد خداحافظی + نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 22:58 توسط الهام |
|
| ||||||