تبليغاتX
درددل

درددل

 خودمم نمي دونم اگه اون اتفاق مي افتاد من چه حالي مي شدم حتي فكر كردن بهش هم خيلي ناراحتم ميكنه  چه برسه به...

نميدونم چرا تو اون لحظه گفتم برام مهم نيست در حالي كه مي دونستم خيلي خيلي برام مهمه

شايد چون دوست ندارم كسي متوجه ناراحتيم بشه ولي كسي كه اين قدر منو خوب شناخته و ناراحت شدنمو پيش بيني مي كنه كه ديگه غريبه نيست بايد بدونه كه  برام خيلي هم مهم بودو خوشحالم چيزي رو كه مي تونست اصلا بهم نگه اين قدر صادقانه بهم گفت.

حالا ميخوام با چند روز تاخير ازش تشكر كنم مرسي مرسي مرسي

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 14:24 توسط الهام |


_از وقتي يادمه تو مدرسه هميشه معلما و مدير با غيبتاي من مشكل داشتن و من بيچاره هميشه بايد مي رفتم دفتر و كلي فكر مي كردم تا دليل قانع كننده پيدا كنم

دبيرستان كه بودم مديرمون مي گفت: خودت مي خواي غيبت كني ديگه بقيه رو چه كار داري؟

اخه من همرو تشويق به مدرسه نرفتن ميكردم راهشم به دوستام ياد داده بودم تلفن خونه رو دايورت مي كردم رو موبايلم .موبايلمم مي ذاشتم رو سايلنت بعد با خيال راحت ميخوابيدم وقتي بيدار مي شدم كلي ميس كال از مدرسه داشتم.

خلاصه هميشه كل اكيپمون با هم غايب بوديم و اين مديرمونو به شدت عصباني ميكرد.

يادش بخير خيلي دلم واسه دوره دبيرستانم تنگ شده.

حالا كه تو دانشگاه ديگه نمي تونم از اين مارمولك بازيا در بيارم به شدت دنبال استادهايي هستم كه حضور غياب نميكنن اين ترم دوتا بيشتر به تورم نخورده

امروز هم به لطف يكي از همين استادهاي محترم تا ساعت 30/14 خوابيدم .

خوب چه كار كنم نميتونم شب زود بخوابم در نتيجه صبح زود هم نمي تونم بيدار شم

نتيجه كلي اينكه احتمالا اين ترم مشروط ميشم.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 14:37 توسط الهام |


امروز حالم اصلا خوب نيست سردرد شديدي كه از ديشب شروع شده دست از سرم بر نمي داره.

منم كه از قرص خوردن متنفرم .باهاش مي سازم.

اين روزا چيزاي خيلي كوچيك ناراحتم ميكنه خيلي زياد!نمي دونم چم شده اشكم زود در مياد

حوصله حرف زدن با هيچ كس رو ندارم(بجز دو سه نفر) فقط براي دستشويي از اتاقم مي رم بيرون.

 

يكي دكمه ريپيت زندگيمو زده !همش تكرار تكرار تكرار.......

 

اينكه ندوني تو زندگي دنبال چي هستي و چرا داري زندگي مي كني خيلي عذاب آوره .

احساس پوچي خيلي احساس بديه!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 17:45 توسط الهام |


 

خيلي جالبه يه آهنگ كه تا چند وقت پيش برام خيلي معمولي بود چند وقتيه برام زيادي مهم شده .با گوش دادنش چند ساعتي از زندگيم برام ياداوري ميشه و يه چند ساعتي منو ميبره تو فكر!هنوز نميدونم اون چند ساعت جزو خاطرات خوب زندگيمن يا بد .شايد هردو!!!!

هرچي كه باشه اينو مي دونم كه هيچ وقت فراموشش نمي كنم

 

حالا پيدا كنيد پرتقال فروش را !كدوم آهنگ ؟ حدس بزنيد!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 19:26 توسط الهام |


 

    من اومدم! يه جورايي خوش گذشت از اين كه رفتم پشيمون نيستم فقط اينكه تو اتاق خودم نمي خوابيدم يه كوچولو ناراحت كننده بود

ديشب وقتي رسيدم خيلي خسته بودم ولي دلم ميخواست باهاش حرف بزنم كه  خيلي بي رحمانه متهم شدم به كاري كه نكردم هنوز كاملا تو جريان نيستم ولي نمي دونم چرا فكر كرد من اين كارو كردم .من فقط مي تونم يه بار از خودم دفاع كنم كه كردم حالا اينكه باور كنه يا نه به خودش بستگي داره!

 خداحافظی!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 17:14 توسط الهام |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

من از یک شکست عاشقانه می ایم بگذار همه برای این شکست تلخ سرزنشم کنند
شکست نه برای پنهان کردن است نه بهانه پنهان شدن!


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

هفته سوم آذر 1388

هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته سوم اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386



پیوندها

نظرات شخصی
هیس
گندم



قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin