|
کاش یه قدرتی داشتم که می تونستم بفهمم تو دل آدمای دوروبرم فقط چندتا دونشون چی میگذره (اگه فقط یکیشونم شد اشکال نداره)اونوقت زندگی راحت تر می شد شایدم خیلی سخت تر ولی دیگه مجبور نبودم با شک و تردید زندگی کنم. ............. دلم میخواست همین الان تو یه خونه ساکت کنار شومینه با کسی که وجودش بهم ارامش میده نشسته بودمو باهاش شراب میخوردم شایدم برام "اگه یه روز بری سفر..."میخوند منم چه چیزایی می خواما.!!!
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387 1:5 توسط الهام |
یک هفتست دانشگاه نرفتم اصلا حال و حوصله ندارم .فردام امتحان میان ترم دارم ولی هیچی نخوندم . ----------------------------- امروز وقتی داشتم کانالای TV رو بالا پایین میکردم همه جا حرف از لاس وگاس و کنسرت بود کلی غصه خوردم آخه ما چه گناهی کردیم که اینجا به دنیا اومدیم؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387 20:52 توسط الهام |
|
| ||||||